تبليغاتX
ای مهر طلوع کن که خوابیم همه

اللهم عجّل لولیک الفرج

 امام جعفر صادق
شهادت امام جعفر صادق (ع) رو به محضر امام عصر (عج) وشما محبین اهل بیت تسلیت عرض میکنم

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده)
كنيه: ابو عبداللّه  لقب:
صادق
 پدر:
حضرت محمد بن على (ع)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

تاريخ ولادت: يكشنبه 17 ربيع الاول ، سال 83 هجرى

مكان ولادت: مدينه     مدت عمر مبارک : 65 سال
علت شهادت:
مسموميت   قاتل ملعون:
منصور دوانيقى (خليفه عباسى)

زمان شهادت: يكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى


 

زندگينامه امام جعفر صادق(ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. ليكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر ميداند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار ميآيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.

كنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نيز كنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذكر كرده ‏اند. كنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين كنيه از ديگر كنيه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گويد: برخى كنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نيز در كتاب مناقب مي ‏گويد: آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و كنيه خاص وى ابو موسى بوده است.

 

 


 


 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط مهناز.م در دوشنبه 1386/08/14 ساعت 8:8 بعد از ظهر |
 دلتنگ

انتظاريه!!!!!!!!!

صدايم کن!!!!!!!

در جوار کوچه های انتظار دعايم کن،در تنگنای سرودن غزل هايم

نمی دانم از چه غريبم که ديدگانم به غروب عشق می مانند و به فکر

کدامين لاله هستم که اشک در خاکريز چشمانم موج می زند.

نمی دانم در ساحل شب به جستجوی کدامين مهتابم و

کرانه ی آسمان را به ديدار چه کسی نظاره گر شده ام!!!

فقط می دانم که باران در کنج نگاه تو آمدنی است!!!

يوسف فاطمه!ای زمزمه واپسين حياتم،بدان؛

که ابهام اشک من تنديس حضور توست و

غروب شعرهايم در سرا پرده نتظار،عبور غريبانه

تو را گريه می کند .......

|+| نوشته شده توسط مهناز.م در پنجشنبه 1386/08/10 ساعت 8:39 بعد از ظهر |